امیر مهدی جوجوامیر مهدی جوجو، تا این لحظه: 12 سال و 2 ماه و 24 روز سن داره
هم دل شدن ماهم دل شدن ما، تا این لحظه: 14 سال و 25 روز سن داره
زندگی مشترک مازندگی مشترک ما، تا این لحظه: 13 سال و 1 ماه و 25 روز سن داره

امیر مهدی جوجو

3 ماهگی

سلام عسیسم  حس میکنم شکمم بالا اومده خیلی نگران بودم چرا شکم ندارم نکنه خدایی نکرده زبونم لال چیزی شده و رشد نمیکنی ولی حالا خدا رو شکر یه خورده کوچولو شکم درآوردم معلوم میشه سسالم و سر حال رو رشدی  هفته دیگه سونو میدم و میتونم صدای قلب نازنیتو بشنوم و ببینمت  به بابایی گفتم برات وبلاگ درست کردم ولی متاسفانه فرصت دیدن ولاگتو نداره ولی حتما یه سر میزنه به وبلاگت. راستی بابایی فردا ساعت ده آخرین امتحانشه براش دعا کن نمره خوبی بیاره  وروجکم مامانت هم ارشد قبول شده ولی متاسفانه نمیتونم برم  آخه یه شهر دیگه قبول شدم و نمیتونم کارمو ول کنم و البته شهریش هم خیلی بالاست  بیخیال دوباره امتحان میدم تا اون موقع تو ...
9 بهمن 1392

سیزده هفته

هشتم این ماه میشی سیزده هفته عزیزم ولی دکتر نوبت 15 ام رو داده شاید همون موقع سونو رو هم بنویسه عزیزم برای مادرت و پدرت دعا کن بابا امتحاناش شروع میشه دعا کن نمره خوب بیاره  برا منم دعا کن عزیزم  منم برا سلامتیت دعا میکنم دوست دارم عزیزم ...
5 بهمن 1392

بدون عنوان

سلام جوجوی مامان چطوری عسیسم دل تو دلم نیست  که بفهمم دخملی یا پسمل که واست اسم انتخاب کنم دیروز شدی ١٢ هفته عسیس دلم     خیلی دوست دارم زود تر دنیا بیای و بغلت کنم حس میکنم از قبل بودی و حالا مدتیه که رفتی جایی و دلم برات خیلی خیلی تنگ شده  ایشالله سالم و سر حال باشی قربونت بشم  مامان خیلی دوست داره ...
2 بهمن 1392

11 هفتگی

سلام جوجوی من  قند عسلم فردا میشی ١١ هفته  البته باید فردا مرخصی بگیرم و برم یه سری آزمایشات انجام بدم هر چند باید هفته یش این ۀزمایشا رو انجام میدادم ولی خوب نتونستم مرخصی بگیرم   راستی  گل بوته باغم امروز تولد باباییه هنوز براش کادو نگرفتم  نمیدونم چی بگیرم بعد از ظهر میرم بازار ببینم چه پیدا میکنم  ائضاع بدی داریم با این بی پولی و گرونی حقوق این ماه منم که ندادن  جوجوی من تو که نوز دنیا نیومدی شاید هنوز روحت پیش خدا باشه و زمین نیومده از خدا برامون بخواه اوضامونو روبراه کنه مخصوصا کار منو  و البته کار دست و حسابی هم برا بابات پیدا بشه طفلی خیلی زجر میکشه کارش خیلی سخته  ولی خدا بزرگه توک...
23 دی 1392

ده هفتگی

سلام جوجوی نازم امروز شدیم ١٠ هفته و یک روزیعنی  ٧١روز الان دیگه همه فهمیدن ما سه تا شدیم حالت تهوع ام هم بهتر شده البته با قرصایی که دکتر بهم داد  کاش این هفت ماه باقی مونده هر چه زودتر تموم بشه آخه عزیزم انتظار خیلی سخته دوست دارم عجیجم برا سلامتیت دعا میکنم ...
18 دی 1392

7 هفتگی

سلامم جوجوی من امروز شدی ٧ هفته یعنی ٤٩ روز حالم یه کم بهتر شده قرص ویتامین ب ٦ میخورم که حالت تهوع نداشته باشم امیدوارم برای تو ضرر نداشته باشه دوست دارم چه پسر باشی چه دختر خدا کنه سالم و خوشگل باشی ...
26 آذر 1392

شروع

نمیدونم باید حس خوبی داشته باشم یا نه ولی حتما باید حس خوبی داشته باشم سر دلم سنگینی میکنه و حالت تعوع ام تازه 2 روزه شروع شده  امیدوارم زیاد طول نکشه  امروز شدم 6 هفته و 5 روز عزیزم من که هنوز اسمت و هم نمیدونم چی بزارم پس چی دارم بگم  ولی با همه اینا دوست دارم جوجوی من ...
24 آذر 1392